ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
250
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
فصل 39 علاج بيهوده گوئى سبب بيهوده گوئى و پر حرفى و هرزه گوئى : يا حرص بر شناختن چيزهاى بىفايده است ، يا بذله گوئى و يا خوش مشربى نمودن تا مردم به صحبت او ميل كنند يا وقت گذرانى به وسيلهء نقل و حكايت احوال و داستانهاى بىفايده . اينها همه از پستى و زبونى قوهء شهوت است . علاج اين خوى ناپسند از حيث علم اين است كه : مذمّت آن را چنان كه گذشت به خاطر آورد و ستودگى ضد آن ، يعنى خاموشى را متذكَّر شود . و به ياد آورد كه مرگ در پيش روى آدمى است و از هر كلمه اى كه مىگويد مسئول است ، و اين كه نفسهاى انسان سرمايهء كسب سعادت است ، و زبان دامى است كه به آن مىتوان حوران بهشتى را به دام آورد ، و از دست دادن و تباه ساختن آن زيانكارى است . و از حيث عمل اين است كه تا حدّ امكان از مردم گوشه گيرى اختيار كند ، و خود را به سكوت و خاموشى حتّى نسبت به چيزهائى كه اندك فايده اى دارد وادار سازد تا زبانش به ترك سخنان بيهوده عادت كند . و دربارهء هر سخنى كه مىخواهد بگويد نخست نيك بينديشد ، اگر فايده اى دينى يا دنيوى دارد بگويد وگر نه خاموش باشد . بعضى كسان كه مراقب خود بودند در دهان خويش سنگ مىنهادند تا مبادا سخن بيهوده و زيادى بگويند .